پیش‌نمایش طراحی شعر | قاصدک | قاصدک
خانه اشعار قاصدک پایان افسانه‌ها ارسال شعرکارت تماس عضویت ورود
✦ تقدیم به: مشتری گرامی
درمان
نمي دانم كدامين راه برگيرم
ره تلخ جواني با نشان شوم حيواني
و يا ماندن كه جز رسوايي راوی ندارد سود
حيرانم كدامين راه برگيرم
درختان چون زمستان مي رسد آرام مي خوابند
چنان اجساد گورستان
من امشب راه دشوار جدائي با كه پيمايم
مكافات است ماندن يا كه ره پوئيدن و تنها
سرشك شاخه بيد قديم جاده تاريك و تنها
بومي بد صدا آواز مي خواند
ره تلخ جدايي با نشان شوم و حيراني
نشانم مي دهد امشب
كه ره دارد به سوي مردن و وحشت
تو مي گويي كدامين راه
نشانم مي دهي راه درخشان سوي ناهيد منور را
امضای راوی 2026/08/26
✦ ارسال شده توسط: مشتری گرامی
← انتخاب شعر دیگر