در خيال آشكار خود تصوير داشتيم
آدمي صاحب مقام و پر ثمر خواهيم شد
گفته بودند عاقبت روزي رها خواهيد شد
وارد فصل خوش سبز صفا خواهيد شد
من چه گويم گر وفا اين است يا آن ناجيا
ما جوانان اي رفيقان كي فدا خواهيم شد
زير حرف زور آنان همچنان
نال و نالان از بدي فقر و ستم خواهيم شد
خوب من اما خارج از جمع نديمانم ولي
حرف راوی زين صداقت پر شرر خواهد شد