پیش‌نمایش طراحی شعر | قاصدک | قاصدک
خانه اشعار کاوش سفارشات شعر تماس عضویت ورود
تقدیم به: مشتری گرامی
عشق شب
آخر تو اي دمساز من اي محرم و همراز من
بي يار و بي همدم شدم از بار غصه خم شدم
قلبم بگشت غم ساز و مرد از هيبت عشق تو خرد
روحم شكست و پژمرد از فرط عشق شب مرد
بالم شكست و تن مرد
ديگه ز همه خستم كنج غمي نشستم
بي آب و بي هوايم مستم خيلي خرابم
برفت سال دگر از عمر و حالی
نشد اين زندگي بر كام راوی
امضای راوی 2026/08/26
← انتخاب شعر دیگر