پیش‌نمایش طراحی شعر | قاصدک | قاصدک
خانه اشعار کاوش سفارشات شعر تماس عضویت ورود
تقدیم به: مشتری گرامی
تیر
به روي بام البرز كمانداري كه آرش نام
كمان زه كرده سنگين گام
محكم چون ستبر سينه مغرور الوند
به پهناي كوير لوت آزاد
به معناي بلنداي دماوند
قدم بگذاشت بر فرق و فراز بام الوند
بغريد از بلندايش دمادم
بگفتا كين منم آرش
الا اي مرد توراني
كه نيروي دو بازويم حدود مرز مي جويد
رگان هر دو بازويم خطوط مرز مي پويد
به يزدان ياد كرد آن مرد آزاده
كشيد او زه
خدنگ از چله جست و تك سواري رعد مي تازيد
بر پهناي ايران شتابان راه مي پوئيد
سواران تير را گم كرده سر گردان
شبان را صبح كرد آن تير تاريخي
بخورد آن تير بر گرد و بني
ليكن خدنگ از چله جست
چنان راوی بپيوست او به آزادي
امضای راوی 2026/08/26
← انتخاب شعر دیگر