وطن اي سرزمين آريايي
تو اي منزلگه نور خدايي
تو اي مهد فروهر دين زرتشت
جهان از هيبتت دندان به انگشت
تو كه آتشكدت بوده فروزان
نمادي از خدا و هور و ايمان
تو اي صاحب ارژنگ و اوستا
سپاس بيكران بر هور مزدا
تو اي ساقي بهترين در ناب
شديم مست و حيران بدون شراب
به علم و يقين و به رفتار شيك
به گفتار و پندار و كردار نيك
تو اي منزلگه اقوام پارسي
تو ايران جايگاه ماد و پارتي
تو اي شاهنشهت كورش خشايار
تو اي مهدو تمدن در تو سرشار
تو اي سهراب و رستم پوريا زال
چو شاهين بر سرت مي زد پر و بال
وطن اي مهد رخش و تير آرش
ستم چون موم و يلهايت چو آتش
نهادي بند بر ديو سپيدي
به هر دم جنگ كردي رو سپيدي
وطن اي مظهر شأن و شجاعت
تو بودي عاري از ننگ و ذلالت
تو اي خاكت غني پر زنعمت
نژاد و مردمانت پر ز همت
تو اي نفت و نبات و گندم و مو
تو اي نفت در جابجايت معدن نو
تو جانم فداي رودهايت
فداي كوه و دشت و دره هايت
تو اي عشقت فزون در جان راوی
زعشقت آتش است رخسار راوی
وطن مشرق زمين مي بالد از تو
جهان افسانه ها مي داند از تو