پیش‌نمایش طراحی شعر | قاصدک | قاصدک
خانه اشعار کاوش سفارشات شعر تماس عضویت ورود
تقدیم به: مشتری گرامی
انتظار
شب است و انتظار رويت خورشيد تابانم
به همراه شب يلدا پذيراي زمستانم
خدايا مي رسد آن روز
من و اين ميترا فرخنده خورشيدم
سر آغاز گل اميد گلزارم
شراب بوسه را پيمانه پيمانه
بگيرم از لبش آهسته پيوسته
خداوندا ببخشايم كه بيمارم
چه مي دانم گنه كارم گرفتارم
زمستان است و من در انتظار روز بارانم
دلم خون است و من در انتظار ديدن يارم
سيه روي شبان تيره و تارم
همان راوی همان شبگرد بي تابم
تو اي دلداده شبهاي تاريكم
كنون در اين اتاقم ساكت و تنها
ولي با ياد تو همراه يلدايم پذيراي زمستانم
زمستان بگذرد اينك بهاران آرزو دارم
خداوندا به رحمت بازكن يك روز تو درگاهت
كه من بي عشق پاكم مثال سنگ بي جانم
زمستان است و من در انتظار رؤيت پاك بهارانم
امضای راوی 2026/08/26
← انتخاب شعر دیگر